هفت ساحل
وبلاگــــی برای همه...
به سایت ما خوش آمدید
تمسرا
می دونین وحشتناک ترین جمله تو دوران مدرسه چیه؟
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.

.
.

.
.


یه برگه از تو کیفتون در بیارین




نوع مطلب : سرگرمی، 
برچسب ها : مدرسه، مهر، امتحان، معلم، سرگرمی، جوک، پاییز،
لینک های مرتبط :

اگه نگیم و نخندیم

پیاز میشیم و می گندیم



دو ساعت پشت تلفن معطلی که گوشی رو برداره، تا میایی خمیازه بکشی یارو میگه الو!


یکی از کارهایی که به من اعتماد به نفس میده اینه که پسووردم رو بســـــیار سریع وارد کنم….. و درست باشـــه :):)



دیروز دیدم پشت یه ماشین نوشته بود:
“به هرکی که دل بستم فرداش بهم گفت شارژ داری واسم بفرستی!!”

سلامتیه پـــــت و مــــت

چون نه هیچی تو مغزشون بود،نه هیچی تو دلشون!

http://www.sibdownload.com/wp-content/uploads/2010/12/Pat__Mat_complete_collection.jpg



گفتم : از صدای سخنش ندیدم خوشتر ! گفت عشق رو میگی ؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ صدای خروپف بابام رو میگم !



طرف می گفت : یكی از بهترین تفریحاتم اینه كه الكی گوشی ام
 پی تری پلیرمو میزارم ولی دكمه play  رو نمیزنم ببینم دارن
در موردم چی میگن !
امتحان كنید جواب میده 



یه روز معلم به شاگرداش میگه: بچه ها بیاید بریم برای اومدن بارون دعا کنیم.
بچه ها میگن: دعای ما که برآورده نمی شه!
معلم میگه: چرا؟ دعاهای شما برآورده می شه!
بچه ها میگن: اگه دعای ما برآورده می شد که تا الان شما صد بار مرده بودین



آیا میدانستید با همین کارتهای عضو شبکه شتاب که در دست دارید میتوانید بجای دریافت وجه نقد از این دستگاه و اون دستگاه
درزهای لپتاپتان را تمیز کنید؟!!؟
نــــــــــــــــــــه خدائیش میدونستید؟؟؟؟



 
یه بار شیطون گولم زد، رفتم از جیب بابام ۲۵ تومن (۲۵ تا یه تومنی) ورداشتم
رفتم پفک اینا خریدم، عصرش عذاب وجدان گرفتم،
رفتم از کیف مامانم ۵۰ تومن ورداشتم گذاشتم تو جیب بابام
نتیجه : یه همچین آدم با وجدانیم من، پول رو با سودش بر میگردونم 


طرف تو اتوبوس هی میره صندلی شماره ٣ هی میره شماره ١٥

بهش میگن چرا اینطوری میكنی؟

میگه خیر نبینه اونی كه گفت ٢ تا صندلی بگیر شب راحت بخوابی!!!



یکی از فامیلامون تعریف میکرد:
یه دوست و همکار داشتیم تو دفترمون هر وقت دور هم بودیم اینو میفرستادیم بره بستنی بگیره اینم از اونجایی که علاقه وافری به بستنی لیوانی داشت همیشه لیوانی میگرفت همیشه هم وقتی برمیگشت همه غرغر که اای بابا این یارو چرا واسه بستنیاش قاشق نمیزاره و این حرفا.
ازین جریانات 5-6 ماه گذشت یه بار وسیله میخواستم رفتم سر کشوش دیدم 50-60تا قاشق بستنی توشه(ازونایی که پوستش کاغذیه)
گفتم:... اینا چیه تو میزت؟!:|
گفت:این یارو بستنی فروشه هر دفعه میرم پول خرد نداره چسب زخم میده گذاشتم اونجا یه وقت لازم میشه!!
ما :| :)))))))))))



رفتیم خونه مادربزرگ همسرم عید دیدنی. یه کمی مریض بود.
من: مادر جون انشاالله زود زود خوب میشید.
مادر جون: نه مادر من دیگه آفتاب لب بومم. امروز و فردا باید برم.
من: نگید تو رو خدا این چه حرفیه؟ انشاالله 100 سال زنده باشید.
همسرم در گوش من: مادر جون الان 104 سالشه. اینی که تو میگی یعنی باید 4 سال پیش میمرده !






نوع مطلب : سرگرمی، 
برچسب ها : جوک، لطیفه، طنز، خنده دار، جالب، سرگرمی،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 20 شهریور 1391
اگه نگیم و نخندیم
پیاز میشیم و می گندیم


یعنی این حرصی که مامانم سره نمره دادن ها تو"برنامه ی بفرمائید شام" می خوره،

سره درس خوندنه من می خورد ، الان دوتا دکترا داشتم !!!


رفتم داروخونه میگم پماد ضد خارش میخوام,

یارو زیر لب میگه:


تورو قرآن  نیگا جوونای این مملکت حال ندارن خودشونو بخارونن!


مادر شوهرا میگن : عروس مثل لیمو شیرین میمونه ، اولش شیرینه ولی بعد تلخ و زهرمار میشه .


اماباید بهشون گفت: لیموشیرین بیچاره شیرینه،موقعی تلخ میشه كه چاقوبه جیگرش بزنی . بزن دست قشنگه رو به افتخار هر چی عروسه




شارژ ایرانسل رایگان :
.
.
.
█████ █████ █████ █████
خراش دهید... :)))))


پشت چراغ قرمز یه گدایی اومده كنار ماشین ...


میگم برو اونور پول ندارم!

میگه ..... نمی گفتی هم از قیافت معلوم بود!


دوستان گلم اینو داشته باشین:

جمعیت جهان = 7،000،000،000 نفر


اگه من بمیرم = 6،999،999،999 نفر


و همه ی اعداد عوض میشه ، پس قدر منو بدونید...





نوع مطلب : سرگرمی، 
برچسب ها : جوک، سرگرمی، جالب، طنز، خنده دار، لطیفه،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 9 شهریور 1391

فلافل : فَ لا فَ ل ، پَ نه پَ در زبان عربی !



اووووف ..! مــــای گـــاد!
من خیلی هَـــپی ام!
چطوری مای فرندِ من!
خدارو تنکس،همه چی اوکیه!!
وااای دَدی و مامی رو ببین!
وااااوووو تهران چقدر چینج شده!
قبلانا این میدون اونور نبود؟
آآآآخ آی لااااااو کبابِ ایرووونی با تومیتو!
ساری شما به تومیتو چی میگین ؟!
:|
دختر همسایه در بازگشت سفر 5 روزه از اروپا !




رفتم یه کنسرو ذرت گرفتم.
حدود نیم ساعت جوشید.
جاتون خالی الان بازش کردم که بخورم دیدم آناناسه :)))



دختره فرم دانشگاه پر کرده
نام:پریسا
نام خانوادگی:جلالی
فرزند: سوم!!

این چطوری کنکور قبول شده واسم سواله :))



تو عروسی یکی از فامیلا دلار میریختن رو سر عروس و داماد! حمله به دلارا سی مجروح به جا گذاشت! فرداش همه رفتیم صرافی یارو گفت دلارا تقلبیه!!! :|



من هرگز یک اشتباه را 2 بار تکرار نمیکنم
قشنگ یه 6 , 7 بار تکرار میکنم تا مطمئن شم !




تو تاکسی نشستم راننده تاکسی شروع کرد از دموکراسی و حقوق شهروندی صحبت کردن، میام یکم شیشه رو بکشم پایین میبینم بالا بر شیشه رو کنده گذاشته تو جیبش




من نمی دونم این درس خوندن چی داره که تا میری دو کلمه درس بخونی حتی خاطرات دوران مهد کودک اونم با وضوح HD یادِ آدم میاد !




هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جز خنگول!

ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟ میگه : ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه

شش ماه به دوستت مهربونی میکنی ؛ خوبی باهاش ، هر کاری میگه میکنی که بفهمونی دوستش داری .…
دو روز که اعصاب نداری ؛ میگه : حالا شناختمت ... !!!

http://www.mypersianforum.com/img/images/89085530357952314337.jpg



مامانم در طول شبانه روز فقط یکبار بهم میگه مهندس اونم آخره شباست که صِدام میزنه مهندس بیا آشغالا رو بزار دَم در!



تو خیابون یه آقاهه سالمه سالم نشسته، رد شدم میگه یه کمکی بکن، میبینم دستش رو
بسته انداخته گردنش، میگم دستت چی شده مگه؟ میگه: دستم  درد میکنه!!!

ما :| :| :| :|

(حالا خوبه نگفته خواب رفته)

رفتم قصابی، به یارو میگم بدون چربی لطفا٬

میگه سوسول نباش بابا٬ یه تیکه چربی
رو برید گذاشت دهنش!! قصابه داریم؟  



چند وقت پیش داشتم سواره مترو میشدم خانمه بعد از کلی هول دادن رفته نشسته رو
صندلی بعد که نگاش میکنم میخنده میگه :
آدم میاد مترو روحیه اش عوض میشه یکم
هول میدیم میخندیم ... واقعا که ....
 


.یه نفراز همشهری هامون با زنش میرن پیک نیک ...
زن: بشینیم زیر اون درخت
مرد میگه نه! همین وسط جاده امن‌تره! زود پتو رو بنداز! 
زن: آخه اینجا ماشین میزنه بهمون!
ولی مرده با اصرار وسط جاده پتو رو پهن می‌کنه و می‌شینند وسط جاده! ـ
بعد از مدتی یه کامیون میاد طرفشون هر چی بوق میزنه، اونا از جاشون تکان
نمی خورن، کامیونه هم فرمونو می پیچونه میره تو درخت.
مرد به زنش میگه: دیدی گفتم وسط جاده امن‌تر! اگه زیر اون درخت بودیم الان هر
دومون مرده بودیم!!!



من یه سوال برام پیش اومده !

جدا اونو‌ر خیابون چی‌ هست که این‌ور خیابون نیست و به خاطرش این گربه‌ها میخوان برن اونو‌ر خیابون ،بعدش هم این ماشین‌ها میزنن بهشون اونا هم به فنا میرند


جواب این سوال خیلی‌ برام حیاتی‌ هستش ،یعنی‌ به آیندم بستگی داره ...





مادربزرگم تو شهرستان از مغازه شیر خریده آورده خونه، خاله‌م دیده تاریخ مصرفش

گذشته، مادربزرگ ما هم برگشته مغازه گفته:
 آقا دخترم میگه تاریخ این گذشته!
یارو پیرمرده صاحب مغازه هم نه گذاشته نه برداشته بش گفته: با کارخونه تماس
گرفتیم گفتن تمدیدش کردیم!!
اونم ساده، گفته باشه و شیر رو برداشته آورده دوباره خونه :(:(:(


بهش میگم از فلان راه بریم نزدیكتره نظرت چیه؟!
 میگه نه این راه رو بریم زودتر طول میكشه!! 
حالا یكی بیاد "زودتر طول میكشه" رو واسم تفسیر كنه !!
جمله بندیه داریم؟

 

دختره با 100تا سرعت داره میرونه حالیشم نیست لاستیک عقبش پنچره خودمو رسوندم
بهش شیشه رو دادم پائین میگم خانوم لاستیک عقب پنچره. با هزار ناز و عشوه شیشه
رو داده پائین میگه هه هه ... قدیمی شده

حالا وقتی رفت تو دیوار می فهمه جدیده
 











نوع مطلب : سرگرمی، 
برچسب ها : سرگرمی، جوک، طنز، خنده دار، طنز + عکس،
لینک های مرتبط :


  

یارو خیلی گشنش بود از پشت شیشه رستوران نگاه میكنه یكی داره كباب می خوره با انگشت میزنه به شیشه !

  میگه چته ؟

میگه پیازهم بخور

 

سه نفر دیر به قطار می رسن دنبال قطار میدون دو تاشون با هر بد بختی سوار میشن

سومی نمیرسه و شروع میکنه به خندیدن.

میگن چرا میخندی ؟

میگه:اخه اون دو تا واسه بدرقه ی من اومده بودن.

سرعت اینترنت اینقد پایینه که اگه الان شخصاً پیاده برم از رییس گوگل سوال کنم

زوودتر به نتیجه میرسم ؛ تا سرچ کنم !

 

زنگ زدم پشتیبانی می گم چرا سرعت اینترنتم کم شده؟
میگه چون کندی سرعت دارین!

 

خداییش دمشون گرم !

خیالم راحت شد، پس دلیلش اینه، خودمم شک کرده بودم!


به مامانم گفتم سشوارم سوخته ,سشوارش رو بهم میده میگه:
اینو بگیر! خیلیییی عالیه!
هم جمع و جوره،
هم گرماش خیلیییی زیاده،
هم جنسش عالیه هم..
فقط داری موهاتو سشوار میکنی‌ وسطش خاموشش نکن، دیگه روشن نمی‌شه!
مامانه ما داریم؟؟ فک و فامیله ما داریم؟


من و برادرم سرما نمی خوریم اصلا !!!

مامانم میگه برای اینکه وقتی بچه بودین از حمام که می اومدین میذاشتمتون جلو پنکه خشک بشین حالا بدنتون مقاوم شده !

یعنی خلاقیت فوران کرده...


یکی از فامیلامون خیلی دوست داره خودشو مایه دار نشون بده... یه شب شام خونشون بودیم، بعد از شام مثلا میخواست کلاس بذاره.. دخترشو که 8-9 سالشه صدا کرد... دستشو کرد تو جیب پیرهنش یه تراول 50000 داد به دخترش گفت: نیایش بیا بابا داشت یادم میرفت اینو ببر بنداز تو قلکت.... دخترشم با اخم گفت: نمی خوام بابا ... الان پول میدی دوباره چکت میخواد برگشت بخوره میای قلکمو میشکنی پولای خودمم ور میداری... نمیخوام






نوع مطلب : ویژه نامه رمضان، سرگرمی، 
برچسب ها : سرگرمی، طنز، مطالب طنز، جوک، طنز +عکس، جالب، خواندنی و خنده دار،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 26 مرداد 1391


درباره وبلاگ


سلام
به وبلاگ هفت ساحل خوش آمدید.وبلاگ هفت ساحل با شعار "وبلاگی برای همه" پذیرای همه افراد با قشرها و گروه های سنی متفاوت است.
در این وبلاگ با خواندن هرمطلب و موضوعی به ساحلی امن می رسید. ساحلی كه شن های آن حاصل تجربیات و یافته های نویسندگان ماست.
مدیران وبلاگ "پرنیا وآسنا" برای شما ساعات خوشی را در این وبلاگ آرزو می كنند.
تماس با مدیران وبلاگ :
blogsevenbeach@yahoo.com

مدیر وبلاگ : پرنیا و آسنا
پیوندهای روزانه
نظرسنجی
کار کدوم رو بیشتر دوست دارید؟؟!







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
کلیه حقوق این وبلاگ برای هفت ساحل محفوظ است
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو